تبليغاتX
برای کسانی که تشنه اند

برای کسانی که تشنه اند


هی دنیا


خسته ام ازین همه قیل و قالت...


نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 20:17 توسط تشنه| |

در غم هجر روی تو، رفته ز کف قرار دل
گر ننمایی‌ام تو رخ وای به حال زار دل

نیست شبی که تا سحرخون نفشانم از بصر
زآن که غم فراق تو کرده خراب کار دل 

آمده‌ام که سر نهم عشق ترا به سر برم
ور تو بگویی‌ام که نی نی شکنم شکر برم

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من  دولت پاینده شدم

گفت که دیوانه نه‌ای لایق این خانه نه‌ای
رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 18:7 توسط تشنه| |

میدونید چیه؟؟؟

لحظه به لحظه ی زندگیمون امتحانه

و باید حواسمون باشه...

حالا به نظرتون میشه تو این امتحانا تقلب کرد؟؟؟؟؟

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 16:27 توسط تشنه| |

به حضرت موسی ) وحی شد كه شش چیز را در شش جای قرار دادم،

 مردم در ششجای دیگر به دنبال آن میگردند:

 (1من آسایش را در بهشت خلق كردم، مردم در دنیا به دنبال آن میگردند.

 (2من رفعت و بزرگی را در تواضع قرار دادم، مردم در تكبر آن را  میجویند.

 (3من عزت را در بیداری شب قرار دادم، مردم در دربار سلاطین طلب میكنند.

 (4من دعای مستجاب را درغذای حلال قرار دادم، مردم در سروصدا دنبال میكنند.

5) من علم را در غربت قرار دادم، مردم در وطن جستوجو میكنند.

 (6من رضای خود را مخالفت با نفس قرار دادم مردم انرا در نفس خود جستجو میكنند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 18:4 توسط تشنه| |

صبح با هزار زحمت بیدار شدم! رفتم دانشگاه تا 9 سر کلاس باشم

9:25 گفتن استاد نمیاد!!!!!

کلاس بعدی ساعت 2 !

رفتیم از منشی گروه میپرسیم استاد میاد؟

میگه معلوم نیس!!!

میگیم نمیشه قطعی به ما بگید؟ میگه مزه دانشجویی به اینکه ندونی استاد میاد نه!!!!!!!!!!!!!!!!!


بعدا نوشت: دختره اومده ازم میپرسه ببخشید کدوم ازین قسمت نمازخونه زنونه اس؟؟؟

آخه تو دوتاش چادر نماز هست!!!!!!!!!!!!

چی بگم آخه؟؟؟

بعدا نوشت 2:بعد از قضیه ی دیروز که هیچ کدوم از کلاسا تشکیل نشد

لذا امروز با اینم که میدونم کلاس تشکیل میشه نمیرم!!!!!!!!!

دیروز استادها مارو گذاشتن سرکار امروزم ما اینا رو میذاریم سر کار!!!!

بعدم فکر نکنم هیچ آدم عاقلی هم تو این برف پاشه بره دانشگاه اونم کدوم دانشگاه؟

شهید بهشتی که دقیقا تو کوهه!!!!


نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 0:22 توسط تشنه| |

حرفاهيم را در دل مي ريزم
و باز هم اين جماعت كوتاه نظر
مي گويند:

سكوت نشانه ي رضاست

نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 23:18 توسط تشنه| |

میگن که اخلاق خوش پیامبر ص باعث شد دین توسعه پیدا کنه

همون طور که در قرآن هم  خدا به پیامبر ص فرمود:

ای پیامبر! اگر تندخو و سخت دل بودی، مردم از گرد تو متفرق می شدند.»

نتیجه :

اگر اکنون دین زدگی زیاد شده به خاطر اینکه سخت دلی  و تندخویی هم زیاد شده!

نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 23:28 توسط تشنه| |

امتحانات همچنان ادامه دارد اما فعلا وسطش یه تنفس 5 روزه داریم!!!

اومدم چون دلم میخواد با فلسفه رواقیون آشناتون کنم!و بعد بگم که چرا انقدر این ترم از درسی که میخوندم لذت بردم!

رواق به معنای ایوان سقف دار چون فیلسوفان در چنین مکانی درس میدادند مکتب آنان به این نام مشهور شد

چیزی که مورد توجه آنان بود این بود که باید نسبت به حوادث خارجی بی اعتنا باشیم!!!

یعنی سهل گیر و وارسته باشیم و اجازه ندهیم که این وقایع روی افکار ما و اعمال ما تاثیر بذاره و شخصیت ناب ما رو تحت تاثیر قرار بده!

به زبان خودمونی تر: یعنی چه کسی به ما سلام کنه چه بهمون فحش بده برامون فرقی نکنه!

یعنی نه از خوبی دیگران خوشحال بشیم و نه از بدی آنها ناراحت!

که این خیلی نزدیک با سخن امام علی ع است که یکی از ویژگی متقین را اینگونه معرفی میکند

واسه همین این ترم خیلی از درس فلسفه لذت بردم چرا که آخر نتیجه گیری های این فیلسوفان همونی بود که معصومین ما در سخنانشان گفته بودند

در جای دیگر دو قاعده اخلاقی که کانت معرفی میکند دقیقا همان سخن از امام علیست منتها به یک زبان دیگر!

کانت میگوید که طوری رفتار کن که میخواهی رفتارت یک قاعده ی کلی باشد! یعنی شخصی حقی را برای خودش قائل است درصورتی که همان حق را برای دیگری قائل نیست!!

این دقیقا همون چیزیست که امام علی ع میفرمایند! هر آنچه که برای خود میپسندی برای دیگران نیز بپسند...

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 20:25 توسط تشنه| |

نمیدونم از کجا و کدوم قضیه بگم! از کدوم دغدغه و کدوم اتفاق و ...؟

اول از همه از آلودگی هوای این روزها میگم که به شدت مواظب خودتون باشید واقعا از مرز هشدار هم گذشته ولی متاسفانه نمیدونم چرا جرات ندارن اعلام کنن و ادارات و مدارس تعطیل کنن!!!! احساس میکنم تنها چیزی که واسه بعضی ها اصلا مهم نیست سلامت و جون مردمه!!! شاید بگید خیلی دارم تند میرم اما اگه شما هم امروز میفهمیدید که یکی از دوستاتون در اثر آلودگی هوا قلبش میگیره و میره بیمارستان و از حالا قرص قلب میخوره مطمئنا بهم حق میدادید...

بگذریم یکی از دوستان در نظرات پست قبلی گفتن که گویا همه باید از مشکلاتشون برای شما بگن! :)

در جوابشون میگم که بله که باید بگن :)  همدرد و همدل از من بهتر کجا گیر میارن ؟! :))))

حالا دور شوخی باید بگم که نه اصلا! همه شامل این موضوع نمیشن و تنها این قضیه در مورد افرادی صادق است که برای من عزیز و دوست داشتنی هستن و دوست ندارم ناراحتیشون ببینم و از طرف دیگه احساس میکنم هیچ وقت نتونستم به این افراد کمک کنم و فقط گوش شنوا بودم ! ازین بابت متاسفم و بهشون حق میدم که چیزی نگن! :(((

خلاصه به امید روزی که بتونیم کمکی کنیم...

بعدا نوشت: یه چیزی میگم شاید براتون جالب باشه و شایدهم بهم بخندید ولی دیشب داشتم پیش خودم فکر میکردم که انگار یه چیزی این روزا کمه! و وفهمیدم که آره یه چند وقتیه دلم نشکسته! آخه تو سه ماه اخیر به طرق مختلف و با افراد و اتفاق های مختلف دلم به شدت شکست!همین که این موضوع از تو ذهنم گذشت بعد از چند ساعت آی دلم شکست آی خوشم اومد!!!!!!!! :))

بعدا نوشت 2: این هفته خیلی گرفتار بودم و هستم یه پرسشگری یه پروژه درسی! دو کنفرانس! یک امتحان ترم دارم که فقط مورد اول و آخر گذروندم !بعدش هم که فرجه امتحانات لذا فعلا تا پایان این دوره زیبا و شرین!!!! امتحانات ،

خدانگه دار


نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 23:11 توسط تشنه| |

دوستم استاتوس میذاره میگه :

ازخودم مي پرسم كه كي تموم ميشه و جواب خاصي براي اين سوال ندارم!ياد تستاي رياضي كنكور مي افتم كه خيلي نگران و درگيرشون بودم اما جواب خاصي براشون نداشتم!

من میگم: اندکی صبر سحر نزدیک است...

دیگری میگه : آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنج هاست.
پس برادر خوبم برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیر که در این سیاره رنج صبور ترین انسان ها باشی.
شهید سید مرتضی آوینی

من میگم : ولی آدم هرچقدر هم صبور باشه یه جاهایی واقعا کم میاره و تا دوباره راه بیفته مدت ها طول میکشه...

دوستم در پاسخ بهش میگه: خيلي سخته هم صبور و هم بودن!

به من میگه : واقعن ي وقتايي ادم كم مياره!

بهش میگم : و تو همین سختی هاست که آدم ارزش پیدا میکنه و...

پی نوشت : این پست تقدیم به همه دوستام که همشون به نوعی خسته و ناراحت اند و

بعضی هاشون بهم مشکلاتشون میگن ( م.ح) بعضی ها نمیگن و من از اون برقی که موقع صحبت کردن تو چشماشون میدرخشه به اون زخمی که تو دلشون هست پی میبرم  ( ش . ا )و بعضی ها هم دست و پا شکسته یه چیزایی میگن ولی آخرم نمیگن و همش وعده ی فردا و پس فردا میدن! ( ه . ر )

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 13:21 توسط تشنه| |